تبليغاتX
جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران - تاریخ اجتماعی و فرهنگ تاریخی
مجموعه مقالات و نظرات شخصی در باره دروغهای تاریخ
بهار پویای 88

بهار 88 نیز مانند تمام بهار ها و روز های ایران زیبا و دل انگیز است و باید از آن لذت برد، اما چگونه؟

در: آینده نگری بخوانید و برای یافتن آهنگ آینده ای نیکو هم فکرم شوید.

عزیزانی می پندارند نمی شود و نمی توان دروغهای تاریخی را دور ریخت و می گویند باید با آنها کنار آمد. عزیزان، قرن 21 است و دوران تخیلات و داستان بافی و باور داشتنهای الکی و ساده اندیشی تمام شده و باید با دیدی نو و کاملاً علمی و با دانایی قرن 21 به تاریخ و سرنوشت نگریست. دروغ حمله اسکندر مقدونی و مغول و غیره تنها برای جغرافیای سیاسی کشور ایران نیست به تمام سرزمینهای آذربایجان و کرد و ترک و عرب و هند و بلوچ و غیره مربوط میشود، و همه عزیزان ساکن سرزمینهای نوروز باستانی باید دروغهای تاریخی نوشته شده توسط دشمنان تاریخی را دور ریخته و از شرافت ملی و تاریخی و فرهنگ خودشان دفاع نمایند. این را بدانیم دشمن تاریخی از ابتدای بورژوازی و دوران استعمار همیشه در کمین بوده تا باورهای ساده پنداران را به بازی بگیرد. امروز احمقها می گویند هردوت در باره عظمت هخامنشیان دروغ گفته ولی در باره اسکندر کذایی راست گفته، دشمن خر خودتی دروغگو دروغگوست. چون سرزمینهای باستانی ایران بزرگ وسیع می باشد، زبانها و لهجه های زیبای بسیاری در این سازنده تمدن جاریست چه بهتر است زبان انگلیسی که در این قرن زبان علمی جهان می باشد، زبان علمی اعلام شود و زبان های شیرین مادری بعنوان زبانهای ادبی و ملی و محلی تدریس شود، سرزمین وسیعی که نوروز و جشنهای با شکوه دارد. کوتاهی از این مهم عقب ماندن از علوم است، که به وضوح در تمام زمینه ها دیده میشود، و نوعی سپردن سرنوشت و آینده به دیگران و بویژه دشمنان است.

قرن 21 ، و قبل از آن

آیا تفاوت این دو را می دانید؟ حل معمای ایران، و جهان در پاسخ این پرسش است، که دمکراسی حرف اول را می زند. قبل از قرن 21 دانش بشری همه گیر نبود، و توده مردم آنچه که لازم بود می دانستند. حتی برای بسیاری سئوال میشه، چرا یه قرن پیش می گفتند مشروطه، همه حرکت می کردند، گفتند سوسیالیست، علیه تزار شدند، گفتند این و آن و مردم رفتند، چون خواسته ها و عقاید محدود بود، ولی از شروع قرن 21 با وجود اینترنت، و ماهواره و چندسال قبلش تلویزیون، و حرکت سریع کشور های در حال توسعه، دانش همه گیر شده و همراه این دانش، خواسته ها و عقاید متفاوت شده. مثلا وقتی میشنویم زبان فارسی برتر است و دیگری میگوید، ترکی و کردی و عربی و غیره بهتره، یا می گویند این ملت و آن ملت وهر کسی هم برای خودش دلیلی دارد، خیلی ها از کتابها و گفته های قدیمی، برای تاییدشان می گویند، بدون اینکه از دانش یا شرایط قدیمی آن بدانند. یه عده نوکراجنبی هم، شیری و پرچمی و زبانی را مثل افکار قرن نوزدهمی، علم میکنند تا تفرقه بین ایرانیان عزیز بیندازند، و آنها حتی یکبار از ایرانیان گرفتار در، اوستیا و چچن و ازبکستان و اینطرف و آنطرف نمی گویند. بعضی از هموطنان بجای تجلیل یا دفاع از این شاخصها، باید ترفند دشمن را بشناسند. بنظر من دانش را باید به دو بخش تقسیم کرد این قرن، و قبل از آن، اشتباه در این بینش خطر ناک است، دشمن با علم نو به جنگ ما آمده و ما با دانایی قرن 21 می توانیم استعمار و امپریالیست را شکست دهیم. یک سئوال با تفکر کدام قرن به: ایلامیها ، مادها ، هخامنشیان ، پارتها، ساسانیان، و یا زبانهای ایرانی بنگریم؟، و چگونه ایران بزرگ 300 ملیونی را دریابیم، فقط با دانستن تاریخ اجتماعی و فرهنگ تاریخی با دانایی قرن 21 امکان پذیر است.

تاریخ اجتماعی و فرهنگ تاریخی

تاریخ اجتماعی ایران را نباید کرونولوژی تاریخ نگاه کرد، دشمنان ایران می خواستند ایرانی های عزیز از تاریخ شیرین خودشان بدرستی ندانند تا نتوانند آهنگ رشد و تکامل اجتماعی را بیابند. دشمنان احمق با نوشتن دروغها و شکست های با اغفال و ترفند آنها را بجای تاریخ در مخ های پاک و صاف وارد کردند. تاریخ اجتماعی ایران بزرگ در مسیر حوادث شکوفایی خاص خود را داشت که در جهان تأثیر فراوان گذاشت. واقعیت تاریخ ایران بعد از هخامنشیان سازمانهای قبیله ای است، پایه گذار آن بعد از دوره چند هزار ساله شاه خدایی و در ادامه تکامل اجتماعی ایران، اشکانیان می باشند که در تاریخ های دروغی اسکندر اشکانی را مقدونی گفتند و با یک دروغ تا کنون همه تاریخ دان های الکی را به اشتباه انداختند.

انوش راوید دید دگری از تاریخ باز می کند، سازمان قبیله ای در ایران بزرگ تا پیدایش استعمار حاکم بود، شهرها، روستاها، عشایر کوچ نشین، همه در سازمان قبیله ای تکامل تاریخ اجتماعی را به آرامی می گذراندند. سازمان قبیله ای اروپا توسط روم از بین رفته بود ولی در ایران بزرگ تا ورود استعمار باقی بود که استعمار با کمک به ایجاد حکومت مرکزی که جبر ورود باروت و توپ و تفنگ بود، تشکیلات فئودالی بجای سازمان قبیله ای شکل گرفت و با بر پایی مرزهای جغرافیایی نمای دیگری به تاریخ داده شد. سازمان قبیله ای در ایران و ترکیه و آذربایجان خیلی سریع، تشکیلات فئودالی گردید، ولی در آسیای میانه تا ابتدای قرن 20 و ورود شوروی، در عراق و افغانستان و پاکستان تا آواخر قرن 20 و هم اکنون اثرات آن جریان دارد. دورانی که تشکیلات فئودالی در ایران تکامل می یافت، اروپا بسوی تکامل بورژوازی می رفت که استعمار ثمره آن بود. كشور هاي استعمارگر غربي همواره در صدد نفوذ به كشورهاي كمتر توسعه يافته براي استفاده از سرمايه‌هاي فكري، اقتصادي و سياسي آنها در جهت اهداف خود هستند.

امروز هم مانند تمام تاریخ ما ایرنی های دلیر در حال جنگ با دشمنان همیشگی هستيم، اما نه جنگ نظامي بلکه جنگ فرهنگي. وقتي دشمنان واستعمارگران ازشکست ايران درجنگ نظامي نا اميد شدند، جنگ فرهنگي را شروع کردند. براي اينکه بدانيم هدف دشمنان از جنگ و تهاجم فرهنگي چيست ابتدا معني فرهنگ را مرور مي کنيم. تعریف های زیادی از فرهنگ وجود دارد كه هر ملت و قومی شرح جداگانه‌اي از آن دارد. اولين بار واژه‌ي فرهنگ در معني مردم شناسي و جامعه شناسي، توسط ادوارد بارنت تايلور، مردم شناس انگليسي سال 1871 ميلادي در كتابي به نام فرهنگ ابتدايی به كار رفت و نوشت، فرهنگ مجموعه‌ي پيچيده‌اي است كه در برگيرنده دانستنی ‌ها، اعتقادات، هنرها، قوانين، اخلاق، عادات و هر گونه توانايي است كه انسان به عنوان عضوی از جامعه به دست مي‌آورد.

تعاريف ديگر هم از فرهنگ وجود دارد، گاهی فرهنگ را شامل تمام فعاليت‌هاي گسترده اجتماعي مي‌دانند. بعضي ديگر فرهنگ را بعنوان ميراث اجتماعي و سنتی می نامند، عده‌ايي هم آن را راه و روش هاي زندگي معرفي مي‌كنند. مهترين گفته ای که از فرهنگ می زنند، ‌تعريف كامل آن است كه راهنماي همه‌ي فعاليت‌هاي انساني است. يعني فرهنگ عامل تعيين كننده‌ي رفتار انسان است، فرهنگ توانايي خاصي است كه فقط بشر دارد. فرهنگ که در اصطلاح فرانسوي كالتور و يا در اصلاح انگليسي كالچر ناميده مي‌شود، در علم جامعه شناسي و يا مردم شناسي به معني كشت و كار، آبادكردن، كاشتن زمين و بارور ساختن بوده كه معني آن در ادبيات و علوم راه يافت و در قرن 18 ميلادي، نويسندگان غربي از آن به پرورش رواني و يا پرورش معنوي نام بردند. از اين پس بر اساس تعريف فرانسوي، فرهنگ به معني پرورش روح و جسم به كار برده شد و از آن به عنوان پيشرفت فكري و اجتماعي انسان و جامعه انساني ياد شده است، ولی انوش راوید فرهنگ را با دانایی قرن 21 هماهنگ می کند.

اگر به معاني فرهنگ دقت كرده باشيد، فرهنگ يك خصلتي است كه تمام رفتارهاي انسان را در بر مي‌گيرد يا عامل تعيين كننده رفتار انساني است. پس مشخص مي‌شود كه استعمار و امپریالیست حساب شده و با بررسی هاي زياد تاریخی به اين نتيجه رسيدند كه جنگ فرهنگي را انتخاب كنند و با استفاده از فرهنگ به ستيزه ‌جويي بپردازند. اگر در جنگ فرهنگي دشمن موفق شود، ديگر نيازي به جنگ نظامي نخواهد بود. چون تك تك افراد جامعه مورد هدف تبديل به سربازان بدون مزد استعمارگران مي‌شوند و بر عكس جنگ نظامي که امكان اشغال يك كشور را توسط كشور ديگر براي مدت طولاني غير ممكن مي‌سازد. در جنگ فرهنگي، فرهنگ مهاجم قرنها مي‌تواند از اقتصاد، سياست، منابع و سرمايه‌هاي فكري و مادي كشور هدف يا اشغال شده‌ي فرهنگي استفاده نمايد، بدون هيچ نوع مقاومت از سوي آن كشور و يا صرف هزينه. مهمترين مانعي كه از نفوذ نظامی استعمارگران جلوگيري مي‌كند، فرهنگ ملي و سنتي كشورهاي مورد هدف است. بنابراين تمام سعي و كوشش غربي‌ها بر اين است كه فرهنگ ملي و سنتي را در اينگونه كشورها نابود سازند. تا با استفاده از شرايط پيش ‌آمده به راحتي اهداف شوم خود را پياده و اقدام به غارت سرمايه‌هاي اين كشورها نمايند.

بهره‌گيري از ستون پنجم ضد فرهنگی و تاریخی، توسط دشمنان

ستون پنجم انسان را به ياد جنگهاي نظامي مي‌اندازد، ستون پنجم به بخشي از نيروهاي نظامي دو كشور در حال جنگ گفته مي شود كه در پوشش‌هاي غير نظامي براي شناسايي نقاط ضعف و قوت دشمن بصورت مخفي وارد كشور مقابل مي شوند. در جنگ فرهنگي دشمنان از اين شيوه نيز استفاده مي‌كنند. اين افراد با دريافت پولهاي كلان در سطوح مختلف جامعه مورد هدف، رسوخ كرده و اذهان عمومي و به خصوص اذهان تصميم گيرندگان فرهنگي كشور مورد تهاجم را، منحرف مي‌كنند. از طرفي به دليل ارتباط مستقيم با اقشار مختلف مردم جامعه‌ي مورد تهاجم، حملات فرهنگي انجام شده بر عليه مردم را ارزشيابي و راهكارهاي مناسب و تأثير گذار تري را به كشور هاي مهاجم ارائه مي‌كنند. يكي ديگر از شيوه‌هاي استعمارگران اين است كه ارتباط نسل كنوني را با نسلهاي گذشته قطع كنند، مهمترین آن تکرار دروغ های تاریخی است تا نگذارند کسی به واقعیت دست یابد. در صورتيكه اين خواسته آنها مسير شود، در واقع مثل اين است كه ارتباط شاخه‌هاي يك درخت را با ريشه و تنه‌ آن قطع كرده باشند، پس براحتي مي‌توانند اين شاخه‌ها را به هر درختي قلمه بزنند.

برق گرفتگی و جنگ سرد دشمنان دروغگو

از گذشته های دور، دشمنان ایران چون نمی توانستند، ایران و ایرانیان را در جبهه و جنگ شکست دهند، دست به ترفندهای مختلفی می زدند، شبیه جنگ سرد آمریکا و شوروی، که البته بسیار ساده و احمقانه بود. در گذشته ها برای ایران، اسکند مقدونی و چنگیز مغول و غیره تراشیدند. امروز هم جنگ سردشان علیه ایران باز هم خیلی ساده و احمقانه است، با کمی هوشیاری و اندکی، دانش و دانایی براحتی شکست خواهند خورد، وطن دوستی ما را نشناخته اند. انگشت شمار بی اهمیتی از دشمان احمق ایران عزیز و تاریخ شیرین ما، مرتب در نظر های وبلاگ بمن ناسزا می گویند و تهدید می کنند، این ترسو ها خود را معرفی نمی کنند، از زبونی حتی ایمیل هم نمی دهند. کارگزاران و چهره های استعمار و پست های قد ونیم قدش، از بیداری ملتها و تاریخ و تمدنشان می ترسند. امروز ایران ما در راه رشد و شکوفایی ناسیو نا لیستی است، یک قرن پیش جمعـیت ایران 7 ملیون بود، که 90 درصد مردم روستایی و عشایر بودند، و تقریبا بی سواد، که این دلیل بر ضعـف فرهنگی و تمدن نبود، در همان شکل و چند قرن پیش از آن ایران از قویترین کشور های جهان بود، و خدمات بیشماری به علم و دانش می کرد، در اندیشمندان و شاعران ایران نوشته ام. امروز، با داشتن جمعیت کثیر جوان تحصیل کرده و فهمیده، می رویم که آینده ای درخشان برای ایران بسازیم.

تکرار مهملات خشم دشمن است

اینروز ها که مردم ایران عزیز از دروغهای تاریخ آگاه شده اند و دارند دشمن واقعی دروغگوی حیله گر چند رنگ را می شناسند، سه نفر بی سواد کودن که خودشان را مثلاً تاریخ دان جا می زنند، به زبانهای فارسی و ترکی ایرانی، در سه تلویزیون لوس آنجلسی و شیکاگویی مرتب می گویند اسکندر با چند هزار سرباز ایرانیان را شکست فاحش داد، اعراب ایرانیان را کشتند، مغول تا توانست ایران را ویران کرد، و چه چه از بی لیاقتی و شکست خوردگی ایرانیها می گویند. همچنین از این دروغهای تاریخی جهت تفرقه افکنی قومی و یا ملی استفاده می کنند. تکرار بیش از حد این مهملات خشم دشمن از آگاهی ملتهای ایران بزرگ را در چهار ملیون کیلومتر مربع از سرزمین جاوید تاریخی نشان میدهد، که از دهان این وطن فروشان بیرون می آید. هم میهنان عزیز بیائید دست در دست هم به تاریخ دروغی نوشته شده توسط دشمنان واقعی بگوییم نه نه نه، و همه در جهت افشاگری این دروغها و باز نویسی واقعیتها در جهت ایران بزرگ و آگاه اقدام کنیم.

توجه: حدود بیست سال پیش رادیو بی بی سی در یکی از برنامه هایش گفت تعداد هشت نفر از افسران و درجه داران انگلیسی در جنگ گنجه مستشار نظامی ارتش بریتانیا و حقوق بگیر در ارتش ایران بودند، و تعدادی از آنها در دوران بازنشستگی در انگلیس کتاب خاطرات نوشته، و در آنها از خیانت ها و مسایل مهم گفته اند منجمله کارهای جاسوسی و خیانتهای خودشان در جنگهای قفقاز برای به شکست کشاندن ایران به دلایل مختلف از قبیل...... با اینکه انبوهی کتاب تاریخی دارم، ولی این خا طرات را ندارم و در اینترنت جستجو کردم و آنجا هم نتوانستم بیابم. هم میهنان عزیز درصورت یافتن این کتابها لطف کرده بمن اطلاع دهید. با این خاطرات بیش ازییش دشمن واقعی ایران را می شناسیم و حتی می توان مسبب شکست را به محاکمه کشاند.

عزیزی در باره زبانها نوشته بودند/، عزیزان، کلیه زبانهای دنیا زیبا و دوست داشتنی است، افسوس که من غیر از فارسی نمی دانم. زبانهای گیتی در کنار یکدیگر رشد و تکامل یافته و همگی در ساخت تمدن بشری و تقریباً به یک اندازه نقش داشته اند. مشکل جهان شکل ظاهری و ملی مردم نیست بلکه عدم آگاهی از گذر تاریخی قرون و حرکتهای تمدن بشری است، از چند قرن پیش و همچنین در این زمان با دخالت های دشمنان استعماری که با دروغ گفتن در تاریخها و سرنوشتها، ملتها را عمیقاً بگمراهی کشانیده اند. این دشمنان دد منش برای بهره برداری استعماریشان مردم نا آگاه و ساده اندیش را به جان یکدیگر انداخته، و زبانها و نژادها و مرزها را بهانه این وحشیگری کرده اند. دیگر بازی دشمن احمق تمام شده، ولی باید نسبت به ترفندهای جدیدش آگاه بود. بدین منظور در ادامه وب و در ماه های دیگر به این موضوع می پردازم. تعدادی مینویسند منابع نداری عزیزان همانطور که در مطالب وبلاگ نوشتم دشمنان تا توانسته اند ما را از منابع محروم کردند و منابع موجود محدود است و باید توسط میهن دوستان عزیز گرد آوری و تاریخ شیرین ما بدور از دروغها باز نویسی شود و کلاً این به شعـور آدمی مربوط است که دروغها را تشخیص دهد و برای وطنش بدنبال واقعیت بگردد. بعضی منابع کتابهای خطی قدیمی، حتی اگر هم بسیار مشهور باشند مشکوک و مورد سئوال است، در همین وبلاگ در اینجا توضیحاتی دادم، باید اندیشید البته با دانایی قرن 21، و از برای هر خط آنها پرسشی ایجاد کرد، که کدام صفحه واقعی یا غیره واقعی است. برای دانش بیشتر در تاریخ فکر و سئوال در تمام کتابها مهم است. آنچه تا کنون می دانستیم تمام دانش نیست. دانش حتی تاریخی آن هم پایان ندارد.

عزیزانی میگویند، اعراب در طول تاریخ به ایرانیان خیلی آزار و رنج رسانده اند، اول از این عزیزان بپرسم آیا اسناد و مدارک واقعی و بدون دروغ در این باره دارید؟. عزیزان قبل از اولین انقلاب بورژوازی خاورمیانه یعنی انقلاب مشروطیت ایران، مردم خاورمیانه زندگی قبیله ای داشتند و سلسله های مختلف حکومتی مشروعیتشان را از روش های قومها و قبیلها می گرفتند. و بر عکس آنچه که در تاریخ خوانده ایم، در واقع حاکمان پیرو قبیله ها بودند، مانند آنچه که مقداری در افغانستان و عراق و یمن و عربستان و حتی اینروزها شاهدیم در پاکستان اثرات قبیله ای مانده است. پس وقتی می گویم در تاریخ دروغ بسیاره، همین برداشتهای اشتباه هم میکنند، که دشمنی ملتها را در پی دارد. در گذشته قبیله ها همگی به یک میزان و با دانش و درک اندک خودشان از شرایط و در تمامی آسیا به سرو کله هم می زدند. و این سرنوشت مشترک مردم از تمام تیره ها بود. و همانطور که در جای دیگر وب گفتم دشمنان احمق و استعمار هستند که از دو سه قرن پیش داستانهای دروغی و کشتارهای دروغی و مرزهای دروغی و ملتهای جداگانه ساخته و پرداخته تا ساده دلان اغفال شوند و استعمار کیف کند. به زبان عربی میگویند ترکها و ایرانیها اعراب را کشتند و اسیر کردند و به زبان ترکی گفتند فارسها همه چیز را برای خودشان می خواهند و غیره و غیره. اینقدر ساده نباشید.

در هر فصل، با مطالب جدید و مچگیریهای جدید تمام دروغها.

گردش روزگار و تمدن و فرهنگ

در اوایل هزاره دوم قبل از میلاد رانده شده ها از شرق مدیترانه وارد شبه جزیره ایتالی شدند و حکومت اتروسک پدر روم را بنا کردند. آنها توانایی نداشتند که با بومیان اروپایی در افتند، اروپاییان در قبایل بدوی در جنگل های اروپا روزگار دایره ای خود را می گذراندند و تنها تمدنشان چیدن چند سنگ نتراشیده روی هم بود. 400 قبل از میلاد گروه جدیدی به این اتروسک ها که 1300 سال بود در جا می زدند افزوده شد، اینها را در تاریخ رومی می شناسیم که از بلاد روم در جنوب ترکیه و تحت فشار هخامنشیان فرار کرده نزد خویشان تاریخی خود اتروسک رفتند، چون اینها هنر های جنگجویی و سپاه آرایی را از بین النهرین یاد گرفته بودند خیلی سریع به قبایل بدوی اروپایی پیروز شدند و حکومت روم را بنا کردند. آنها ریشه در خاک و املاک و طایفه اروپایی نداشتند بنا بر این به سردارانشان از زمینهای قبایل شکست خورده و به اسارت کشیده واگذار کردند. این تیول دادن ها اولین گام فئودالی نو پدید در جهان شد. قیصر اگستوس 27 ق ـ م در دادن تیول خیلی فعال بود. طولی نکشید که این تیول دادن ها به دو حکومت غریبه دیگر در اروپا سرایت کرد، سلجوقیان روم و ساکسون های انگستان. بدین ترتیب فئودالی نو پدید از سه گوشه اروپا شروع به رشد کرد. ابتدای هزاره دوم میلادی به جز چند قبیله کوچک اسلاو تقریبا تمام در اروپا فئودالی حاکم بود، بدین ترتیب اروپا در مسیر تکامل جوامع بشری از بقیه جهان جلو افتاد. طی چهار صد سال روابط اقتصادی فئودالهای اروپا با یکدیگر بورژوازی نو پدید در نقاطی چون ونیز و آمستردام ظاهر شد و تکامل تاریخ اجتماعی از فئودالی به بورژوازی را اومانیستی نامیدند. فئودالی تعریف دین و نوع کار و خاصیت و مخوفی دینی مخصوص خود را می خواست، ولی بورژوازی تعریف دیگر و اغفال انگیز و آب ورنگ خوش از دین می خواست. داوران تکامل بورژوازی در اروپا را رنسانس نامیدند که تقریبا بعد از این دوره تمام اروپا در بورژوازی بسر می برد. شناخت مراحل تکامل اجتماعی برای بررسی تاریخ بسیار مهم است.

نیمه دوم قرن 14ـ م قیامهایی مانند وات تیلور و ژاکری آغازی برای پایان دادن به دوره فئودالی اروپا بود، و در واقعیت جنگ صد ساله، توانایی بورژوازی به رخ کشیده شد. ادامه در قرن 15 اوج بورژوازی اولیه بود که به دینشان رنگ و روی خوش دادند تا آنرا مقبول کنند و توده ها را اسیر آن گردانند. تجارت علم هم چون کالا رونق گرفت، دلالان نو پدید نوع بورژوازی در این قرن ظاهر شدند. نیمه اول قرن 16 کشتی ها برای تجارت به هر سو رفتند، تا آنزمان اروپاییان فقط قاره خود و دور مدیترانه را می شناختند. وقتی به سرزمینهای جدید رسیدند مردمان آنجا ها را در قبایل بدوی یا در حد بالاتری بصورت سازمان قبیله ای یافتند و بدین سان برتری تکامل اجتماعی آنها استعمار نو پدید را از نیمه دوم قرن 16 با کشتار و غارت آمریکا پدیدار کرد. استعمار توپ و تفنگ و کشتی می خواست دیگر رنگ و زنگ خوش کلیسا نیاز نبود. خوش به حال کلیسا، یک قرن به درازا کشید و با آتش زدن فرمان پاپ دایر بر طرد لوتر از کلیسا، بورژوازی سنتی اروپا وارد دوره بورژوازی ملی گردید. ادامه دارد.

احمق یا خائن کدام هستند?

تاریخ و تاریخ اجتماعی زیر بنای فکری و تحلیلی تمام تئوریسین ها و برنامه نویس های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است، اگر آنها از تاریخ بدرستی ندانند در برنامه ریزی هایشان اشتباه عمده می کنند. مانند هیتلر که به دنبال آریایی ها جهانی را به کشتن و ویرنی داد، صدام برای تکرار قادسیه کشتار و خرابی راه انداخت و نابود شد. آمریکا که می پنداشت اسکندر مقدونی و چنگیز مغول چه راحت به افغانستان و عراق پیروز شدند، آمد و کشتن ها راه انداخت و اقتصاد جهان را به نابودی کشاند، و هزاران هزار مثال دیگر. امروز همین اشتباه در داده های تاریخی که در ذهن خود آگاه و نا خود آگاه تئوریسین هاست، دارند با پاکستان بازی می کنند، شمال آنرا بمب باران کردند تا مسلمانان را تحریک کنند و به حرکت علیه دولت مرکزی آن کشور بر انگیزانند و دولت آن کشور را با ترفند ضعیف کرده تا شیعه و سنی بازی در منطقه راه بیاندازند، و برای تکرار هیاهو های تاریخی مانند امویه و عباسی و محمود غزنوی، می پندارند که می توانند عربستان را وزنه ای حساب کنند، و این طرف با ندانستن تاریخ واقعی بازی ساده تری را پیش گرفته است.

انگشت شماری در باور دروغ های تاریخ اصرار دارند و پا فشاری می کنند، که اسکندر مقدونی و چنگیز مغول و اعراب بیابانی به ایران حمله کرده و در ایران بزرگ کشتار کرده و می خواهند بگویند و باور داشته که مبارزان تاریخ ایران تروریست و حشیشی نامیده شده اند، و یا قهرمانان ایران را در اندازه زیاد و بدی رو در روی یکدیگر قرار داده اند و آنها را کوچک شمرده و ملت را خیانت کار گفته اند، مانند بابک خرم دید و افشین و بسیاری دیگر. این انگشت شمار با مخ های ضعیف خود نمی توانند اندکی تحلیل کنند که برای اولین بار چه کسی این دروغ های تاریخی و پرت و پلا ها را گفته و چرا چنین نوشته اند، نقش دشمنان ایران و استعمار و امپریالیست در این میان چه بوده. یکی از همین انگشت شمار ساده دل گذشته خواه آل فسیل به من نوشته، یاوه می گویی و سفسطه می کنی ما درباره تاریخ ایران خیلی زحمت کشیده ایم. انوش راوید هم می گوید شما اندک زحمتی نکشیده اید دروغ های بی پایه اساس و بدون مدرک تاریخی را که چون داستان و افسانه برای ایران بزرگ نوشته اند از روی دروغ نامه هایی به نام کتاب تاریخ تکرار کرده و رونویسی کرده اید، حتی نتوانسته اید اندیشه کنید و دانایی قرن 21 را داشته باشید که آن دروغ ها را تحلیل کرده و به تاریخ و فرهنگ یادگیری بسپارید.

تأثیر دروغ هایی مانند، تاریخ یونان، تاریخ مغول، تاریخ عرب، تاریخ ترک، تاریخ اروپا، در سرگذشت ایران را باید با دید واقعی نگاه کرد، برای این منظور مطالعه و پیگیری وبلاگ های انوش راوید می تواند کمک بزرگی باشد. هر گونه داده دروغ از تاریخ ایران بزرگ باعث اشتباه در برنامه ریزی های کلان شده و در نهایت صدمات جبران نا پذیری را در پی خواهد داشت. وظیفه تاریخ دان تنها ذکر داستان های گذشته نیست کار سنگین او اتصال گذشته و آینده است، این اتصال به تنهایی توسط یک یا چند نفر امکان ندارد بلکه باید در سازمان های قرن21 انجام شود. تاریخ زیر بنای اصلی آینده نگری است و اگر تاریخ دانی قبل از مطالعه وبلاگ های، جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران، کارگاه فکر سازی، گذشته و آینده، سازمان آینده بینی، در تاریخ و تاریخ اجتماعی اشتباه می کرده است و در باره دروغ ها تحقیق و تحلیل نمی کرد، او ندانسته بود، مانند گفته بسیاری که در نظر های وبلاگ نوشته اند، که چرا با اینکه ناسیونالیست هستم تا کنون به دروغ بودن ها فکر نکردم، و یا نوشته اند، با این وبلاگ بخود آمدم و تاریخ را با دید دیگری خواهم دید.

مهم ترین و سنگین ترین وظیفه در جوامع بشری این قرن به عهده تاریخ گویان است که باید با سنت گریزی و دانایی قرن 21 داستان های تاریخی را تجزیه و تحلیل نموده و با دیدی نو نگارش کنند، برای این منظور باید در فرصت های مناسب و با حوصله تمام این وبلاگ و لینک های مربوط به مقالات را مطالعه نمایند. اشخاصی که نمی توانند دروغ ها را دور بریزند و می خواهند به هر قیمتی شده آنها را حفظ نمایند و باور داشته باشند، بارها در وبلاگ هایم نوشته ام که اگر درک این وبلاگ را ندارند فوراً خارج شوند و به جایی که دوست دارند بروند، این افراد اندک تر و کوچک تر از آن هستند که بخواهند مقابل دمکراسی قرن 21 قرار گیرند. سئوال مهمی که پیش می آید این است، آن انگشت شمار ناچیز که با خواندن و یا دیدن این وبلاگ در دروغ های تاریخی پا فشاری دارند و با کوتله ای تمام قصد مقابل با این وبلاگ و برداشت دروغ ها از تاریخ را دارند، چه هستند احمق یا خائن؟

برای آینده ای پویا کلیک کنید: سازمان آینده بینی

کلیک کنید: انقلاب دانایی نیاز امروز

انوش راوید، Anoush Ravid

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 11:45  توسط انوش راوید  |