صد سال صد شکست
ایران ما سر فراز تاریخ است، در طول تاریخ بیش از یکهزار جنگ را پشت سر گذارده ایم. آمریکا، در صد سال گذشته حدود یکصد جنگ بزرگ و کوچک داشته، از کوبا و کره و ویتنام، تا طبس و ربودن مقامات. وقتی صحبت از جنگ می کنیم چون برای ربودن یک رئیس جمهور کشوری کوچک، از سه هلی کوپتر و بیست یا سی نظامی استفاده می کند، یعنی با نیروی نظامی وارد خاک کشوری میشود. خلاصه، در تمام این جنگها شکست خورده بیرون آمده، ولی ما ظاهرا می بینیم در نهایت پیروز هر ماجراست، این علت غیر نظامیست، و آن حرکت سرمایه داری نوین فرا ملیتی است، که در هر صورت این کشور را بدلایل جمع بندیهای علم اقتصاد، پلیس خود کرده. آمریکا چون بو قلمون پر های نظامی خود را سیخ می کند، یا به اصطلاح باد می اندازد، تا حریف را بترساند، ولی این نیروی نظامی خیلی پوشالیست، و هیچ توانایی ندارد، دو مثال، در جنگ دوم جهانی با داشتن بیشترین و دست نخورده ترین نیرو، حد اقل توانایی را نشان داد، و حداکثر شکستها را خورد، در پرل هاربر، در نرماندی، در ایتالیا، در جزایر اقیانوس آرام، در حرکت بسوی برلین. مثال دیگر، به دو منظور کلی اینهمه نیرو به خلیج فارس آورده، اول دزدی از ثروت مردم آمریکا و جهان، دوم از ترس، چون می داند اگر حریف پخی کند نیرو هایش بشدت جا می زنند. آنها حتی نمی توانند بدرستی از تجهیزاتشان، منجمله نرم افزاری استفاده کنند، با کمی دقت در همه جا پیداست. دو عامل اقتصاد جهانی و ترس، باعث میشود تصمیماتی بگیرند که خلاف راز آفرینش اقوام و ملل است. در هر صورت آنها می خواهند، نفت آینده جهان دراختیارشان باشد، و بسیاری از ممالک کوچک و کوچکتر باشند، به هر بهانه ای حتی، دوست ترین و نزدیک ترین کشورها و سران به سیاست ها یشان را، که حساب میبرن با تزویر رنگ صفتی، به زیر و تقسیم خواهند کشید، و شاید تکه هایشان از خواب خوش بیدار شوند. رنگها و با ل و پر این جانور را باید شناخت، و بدانیم در هر صورت در این برهه از زمان تیغ بر نقشه ها خواهد کشید، ابتدای آن پیداست. نترسیدن و خرد کردن این جانور مهمترین مسئله است. این همان است، که به بهانه شکست مفتضحانه ایرانیان از اسکندر و چنگیز، فکری پلید در افکار نیرو های ارشد نظامی و غیره نظامی خودشان آفریده، که ایران چیزی نیست، و حتی بمب اتم نشانمان میدهد، ولی ایران ما وسیع تر از چند بمب اتم است، و جا برای پرا کندگی مردم زیاد است، اگر احمق بتواند. کوتاه آمدن و هراس برای حفظ چند مال دنیا، رنگهای جانو ر در هر صورت پودر باقی می گذارد. برخورد پیروزمندانه منطقی و دمکرات مردم ایران در این گذر تاریخی جهانی، باعث میشود متعاقب آن کشوری بزرگ و یک پارچه و سربلند با متحدانی خوب داشته باشیم. فرصت کم است، دشمن در جهان پرسه میزنند وعلیه ما عوامل می سازند، مردم بیائید همفکر شویم.
اعتراف واقعی ، تلویزیون بخش فارسی آمریکا در ساعت شش و نیم بعد از ظهر سه شنبه 23/5/86 گفت تمام پرسنل ناو هواپیما بر میدوی در جنگ ویتنام معتاد به مواد مخدر بودند، و بصورت گسترده از مواد استفاده می کردند. و حتی این تلویزیون در این برنامه استفاده از سرنگ و قاشق غذا خوری برای تزریق مواد مخدر توسط ناویان آمریکا را نشان داد.
عده ای زن و مرد غردل با حقوق کلان در این تلویزیون جمع شده و با مخارج کلان مشغول مبارزه و برپایی دمکراسی برای ملتها هستند. در آنجا حیف نون زیاد است.
مگذارید تاریخ تکرار شود
نفوذ دشمن و صهیونیسم دروغگو را در تاریخ ایران عزیز را بسیار زیاد می دانم، که از ابتدای تاریخ این سرزمین با نفوذ مخفی خود، آریائیها را از جایی خیالی شبیه سیبری به ایران کوچاندن، اولین تمدن واقعی جهان یعنی ایران را به زبان خودشان ایلام نامیدند، مادها را غیر ایرانی، و نجات یهودیان به دست کورش کبیر را تاریخ پیدایش ایران و بهانه ای برای شناسائی رژیم اشغالگر در زمان گذشته کردند، اسکندر مقدونی دروغی پرداختند و پرسپولیس ساختگی و تخت جمشید را بدست یونانیان به آتش کشیدند، مارکوپلوی دروغگو و چنگیز مغول دروغی و صد ها و هزارها دروغ دیگر در تاریخ ما وارد کردند. که فقط اندکی از آنها را در وبلاگم آورده ام و بسیار مورد توجه قرار گرفته. در یک قرن گذشته بدلیل نفوذ بینش و شکلی خاص در ناسیونالیست ایرانی وهمچنین استعمار، تاریخ پژوهان و سردمدارن سیاست، فلسفه و دانش نسبت به دروغگوئیهای دشمن در تاریخ را باور نداشتند. امروزه با شرایط سیاسی وقت نوع دیگری دروغها را می گویند و تفرقه و دشمنی در میان مردم ایجاد می کنند، حتی داستانها و کتیبه هایی از آستین قمارشان بیرون می آورند. و این برای آینده خطر ناک است. بیایید با نگرشی نو به تاریخ، مگذاریم دروغها و تاریخ تکرار شود.
7 آبان روز کوروش کبیر گرامی باد
ماهی یکبار سری بزنید، با مطالب جدید و مچگیریهای جدید تمام دروغها.
دیدی نو در قرن 21 و پاسخ به تعدای از پرسشها.
عزیزانی می پرسند، این و آن نوشته تاریخی واقعیست یا دروغ است؟ همانطور که چند بار در وبلاگ تکرار کرده ام قرن 21 دیگر زمانی نیست که چشم و گوش و ذهن بسته هر مطلبی را بپذیریم، باید هر آنچه را ابتدای دانش دانسته و درباره آن تحقیقات علمی توسط دانشوران شود، البته با دید دمکراتیک. به مرور در بخشهایی از تاریخ و با درک شرایط جهت افشای دروغها وارد میشوم و اظهار نظر میکنم. توجه نمایید در گذشته بسیاری از مطالب تاریخی که به دست ما رسیده از روی احساسات دینی و یا ملی ویا از برای پول بوده و حتی بعضی ها برای درس عبرت حاکمان و یا مردم و یا دشمن به اقراق و یا داستانی نوشته شده و در دوره های تاریخی به اشتباه بعنوان تاریخ تکرار گردیده، و در دوره استعمار دروغگویی جهت منافعشان شدید تر بود.
در مورد که اول حاکمان بودند یا مردم عزیزانی می پرسندیعنی چه و بعضی گویند این و یا آن یکی اول بوده. عزیزان منظور اینست در ابتدا که مردم از حالت رمه های اولیه خارج شده و سپس قبیله گردیده و بعد از آن شهر نشین و چند قبیله در شهری جمع شدند، چه کسانی این سازمان تمدن شهر نشینی را آغاز کردند. یعنی اول حاکمانی پیدا شدند و در سازمانی به نام شهر مردم را به خدمت گرفتند یا مردم تمدن شهر نشینی را آغاز کردند و حاکمانی انتخاب کردند، و در جوامع مختلف چگونه بود.
بعضی از هم وطنان عزیز منجمله با گرایشات چپ و سوسیالیستی می گویند در حال حاظر که دشمنان از هر طرف برای غارت ایران عزیز، ما را نفی می کنند، تاریخ به چه کار ما می آید. قرن 21 را باید با فکر داشتن کشوری شکوفا و شاد شروع کنیم و آن راهی ندارد که به همگان آگاهی دهیم در جهت اتحاد و دمکراسی، همه اقشار چگونه بیاندیشند و بداند دشمن کجاست؟ هم میهن کیست؟ رنگ و زرنگ چیست؟ و سر گذشت واقعی یعنی گذشته و حال و آینده را بدور از دروغها بدانیم و بتوانیم دروغها را بیابیم. ما دشمنانی داریم که نمی خواهند ایرانیها واقعیتها را بدانند و نمی گذارند مردم دمکراسی را تجربه نمایند و می خواهند تفرقه و جدایی ها ایجاد نمایند. این وظیفه روشنفکران است که طرح هماهنگی و شناخت دروغها و ترفندهای دشمن را به جامعه بشناسانند. تزریق اندیشه دمکراسی به جامعه اساس مبارزه با دشمن اجنبی ایست.
عزیزانی اصرار دارند که از لغات فارسی باستان استفاده نمایم. توضیح دهم زبان فارسی باستان در جاهای دور دست ایران بزرگ منجمله ارتفاعات بدخشان و البرز مرکزی توسط مردمی که به آنها گالش می گویند گپ زده میشود، و جالب است با وجود پراکندگی این مردم در ایران بزرگ تلفظ و لحجه آنها کاملاً شبیه یکدیگر است که این خود دلیل بر اینست که در ایران باستان به یک زبان واحد صحبت می کردند. من پیگیری هایی کردم که تعدادی از بچه های ارتفاعات البرز مرکزی را با زبان خودشان از ابتدا آموزش بدهند که در آینده نزدیک برای خواندن کتیبه ها و کتب قدیمی قشری تحصیل کرده به آن زبان باشد تا آنها راحت تر و صحیح تر خوانده شود، ولی پیگیری من بدلایل نبود استاد و غیره نتیجه نداد. فارسی که ما امروزه با آن می گوییم و می نویسیم زبان ادبی و علمی و رابطه ای و ملی ما می باشد که طی هزار سال در نیمی از آسیا و تمام ایران بزرگ شاهکارهای بسیاری به جای گذاشته و افتخار ما می باشد. هیچ زبانی در هزاره دوم میلادی چنین قدرتی در جهان نداشته.
تیمور لنگ افسانه ای پوچ
در دروغهای تاریخ گویند که دلاوری بی رحم بجا مانده از نسل پوچ چنگیز مغول از جلگه ازبکستان آمد و در ایران وسیع و تمام سرزمینهای فارسی زبان قتل و غارت کرد و همه را مطیع ساخت، و سپس در شهر فارسی زبان سمرقند مرد. این یک افسانه دروغی و احمقانه است که برای باور دشمنان احمق ایران بزرگ ساخته اند. بد خواهان زبان فارسی و ایران عزیز امروز هم در تلاش هستند تا به اشکال مختلف ما را ضعیف و شکست خورده در تاریخ و شکست پذیر نشان دهند و همچنین سعی در نفی تاریخی و وجودی ایرانی ها دارند. تیمور لنگ سردار دروغی و مسخره ای که در تاریخ خوش ایران عزیز بی جهت جا باز کرده، نوشته دشمنان و داستانسراهائیست که از یک خان راهزن بی اهمیت ماجرای بزرگ تاریخی ایجاد کرده اند. مانند، هارولدلمب نویسنده که از شخصیتهای کم اهمیت و درغین تاریخ میسازد و تیمور لنگ را چون داستانهای، آنیبال، شارلمانی، ژوستی نین و غیره نگاشته. این خان کوچک راهزن را بدون مدرک واقعی و مستند در موزه ها و آثار، در تاریخ پرهیبت و شیرین ایران عزیز به جای یک فاتح بزرگ قرار داده اند. توجه کنید، مطلقاً و بدون هیچ دلیل علمی توسط دشمنان و استعمار صفحات تاریخ ایران با داستان های دروغی اسکندر و اعراب و مغول و ازبک، سیاه شده است. نام ایرانیان در سراسر تاریخ با دلاوری و شجاعت و شهادت آمیخته شده، وظیفه جوانان غیور ایرانی می باشد که دروغهای تاریخی را بشناسند، و آنها را به همان زباله دانی که آمده اند بفرستند. این قبیل کتابهای تاریخی را با این دید، که آیا واقعیت است، مطالعه نمایید، و همچنین از پس هر جمله کنجکاوی های لازم در آن مطلب بکنید، و نیز تحقیق شود آن نویسنده وابستگی به استعمار و صهیونیسم داشته یا نه، و منابع واقعی موجود و برابر اصل بوده است. آیا شما آثاری از تیمور لنگ در موزها دیده اید؟ انوش راوید
چند سئوال درباره کتابهای خطی
آیا کتاب اصلی خطی که هردوت نوشته در موزه ای و یا جایی دیده اید؟
آیا تاکنون کتاب خطی ایرانی و یا خارجی دیده اید؟
آیا کتاب خطی که دیده اید مربوط به زمان نویسنده آن است یا سالها بعد رو نویسی شده؟
آیا کتاب خطی که هردوت یا هر کس دیگری نوشته بروی پوست بوده یا کاغذ و نوع جنس آن چه بوده؟
آیا هردوت کتاب خودش را با مرکب ماهی مرکب نوشته یا جوهر گیاهی؟
آیا پوست و کاغذ و جوهر و مرکب مورد استفاده آن کتاب خطی در طبیعت و جریانات تاریخی سالم مانده و چرا؟
آیا کتاب خطی هردوت در دوره بیزانس یا روم بازنویسی شده؟
آیا پاپیروس می دانید چیست و دیده اید و روی آن چیزی نوشته و یا کنده اید؟
آیا هر نوشته ای از این دست را باید با چشم و گوش بسته پذیرفت و یا درباره آن صد سئوال کرد؟. و صد ها سئوال دیگر از این قبیل از خودتان بپرسید.
کوروش برای جهان بود
بعضی از عزیزان می گویند کوروش بزرگ از آن ما نیست و یا هست و حتی می گویند، فقط برای پارسی ها نیست!. کوروش برای یک ملت نبود، کوروش با نجات قوم بنی اسرائیل از اسارت بابل، در واقع به دوره 6 ـ 7 هزار ساله ای که پادشاهان خدا بودند، پایان داد. چند هزار سال بود شاه ها مردم را می کشتند و چشم در می آوردند و بت ها می ساختند. ولی ذات تکامل اجتماعی بشر اجازه نمی داد که این مسیر قرنها ثابت باشد و تا ابد ادامه داشته باشد. بنا بر این تقاضای وجودی بشر و روشنفکرهای آن زمان در کوروش گرد آمد و خواسته یا نا خواسته جهان را آماده پذیرش دینهایی خدایی می کرد. باید گیتی تکانی می شد، و به شرق و غرب می رفتند فرعونها را به زیر می کشیدند. انسان داشت تحولی در سیر تمدن را تجربه می کرد، معابد گذشته را آتش زدند و نابود کردند و یا نیمه کاره رها نمودند، کارسازی این دوره جدید برای تمدن دینی، یکصد سال بود و پیامد آن تا دو هزار سال بدرازا کشید. تا بحال آنچه از هخامنشیان خوانده ایم کرونولوژی آن دوران بود و تقریباً در هیچ جا تفسیر های دینی و اجتماعی نبوده. در وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران توضیحات متفاوتی خواهید دید، که بر اساس دانایی قرن 21 می باشد که در اینجا گفته ام. کوروش از آن همه جهان است، کوروش دینهای خدایی را از زندان نابونائید یا بخت النصر آزاد کرد و با اعلامیه کوروش، گفته شد که فصل دیگری از تاریخ اجتماعی بشر آغاز گردیده است. باید دید در این اقدامات کوروش چه نیرو هایی تاثیر داشتند، نیروهای خدایی یا غیبی، دانایانی از میان بردگان بنی اسرائیل، یا از اطرافیان، یا نیرو هایی یا دانشمندانی از پارس یا ماد، پارت یا تاز. آنچه که از سابقه زندگی کوروش میدانیم، می توانسته برای این مهم تاثیر داشته باشد. قبل از حرکت کوروش بزرگ، جنگها و برخورد ها و آدم کشی ها برای سر یا خواسته پادشاهان بود، ولی بعد از این حرکت تاریخ ساز تا ابتدای بورژوازی، جمع شدن ها، یکی شدن ها، جنگها و برخوردها و آدم کشی ها برای دینها بود. تا قبل از کوروش شاهان بی واسطه خدا بودند، ولی بعد از آن، و در دوره دو هزار ساله دینها، حاکمان با آویختن صلیب و رنگ، واسطه مردم با خدا شدند. کوروش باعث شد دین خدا از زندان دین شاهان در آمده و سریع توانست طی یک قرن معابد پادشاهان که می پنداشتند ذاتا خدا هستند از جا بر کند. ولی این هخا ها که پیش قراول نجات بشریت هستند، و جغرافیای چهار سویی این مهم را بعهده آنان گذاشته بود، برنامه ای و راهی برای ادامه نداشتند، چون امکانات نبود و یا نمی دانستند. تا ظهور منجی های، این دوره تمدن نیازمند واسطه هایی بود چون، میترا و زرتشت، که پیش زمینه قانون ها دین های آسمانی و فکری برای طی این مسیر دو هزارساله آماده شود.