X
تبلیغات
جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران - برخورد جدی با تاریخ
برخورد جدی با تاریخ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 3:0

   پاسخ های بی پرسش

      شاید این عنوان کمی تعجب بر انگیز باشد،  ولی در واقع پاسخ به پرسش هایی است،  که گاهی می شوند و گاهی نمی شوند.  افرادی بدلایل خودشان عقیده دارند،  که اسکندر یونانی به ایران حمله کرده،  اشخاصی هم این ادعای تاریخ های نوشته شده استعماری را دروغ می دانند.  ولی مشکل اصلی امروزه ما ایرانیها این نیست،  که اسکندر به ایران حمله کرده یا نکرده،  این یک ماجرای تاریخی بیش از دوهزار سال پیش است.  یکی دو نفر از افرادی که می گویند الکساندر یونانی به ایران حمله کرده،  با نوشتن نظرات و تحلیل های طولانی در نظرات وبلاگ،  مثلاً با کم و زیاد کردن یک واو یا نون در سکه های قدیمی،  می خواهند حرف خود را ثابت کنند،  نمونه آنها را قبلاً پاسخ گفته ایم.  من چند بار در جا های مختلف وبلاگ نوشته ام،  این افراد خود یک وبلاگ ایجاد کنند،  فقط نیم دقیقه وقت می گیرد،  و گفته های خودشان را در آنجا بنویسند،  و لینک آنرا در نظرات این وبلاگ بزنند،  من آنرا تأیید می کنم،  تا دیگران بروند بخوانند.  همانگونه که گفتم مشکل اصلی ما این نیست،  که اسکندر یا این و آن به ایران حمله کرده یا نکرده اند،  مشکل ما در استعمار و امپریالیسم است،  که با دروغ گفتن و نوشتن در تاریخ،  سوء استفاده کرده است.  از جمله غارت و بردن اشیا باستانی،  ایجاد مرز های ساختگی در قاره کهن،  برپایی تفرقه و دشمنی بین ملتها، غیره و غیره.

      آن دسته که در نظرات وبلاگ مفصل می نویسند،  و اصرار در این حمله دروغی دارند،  برای اینکه بدانند مشکل ما در حال حاضر این نیست،  بروند سر کوچه اشان دم یک مغازه،  بگویند آقای عزیز من یک صفحه مطلب برایت می خوانم،  که اسکندر حمله کرده،  فقط یک آدامس دستمزد بده،  طرف بلافاصله او را از مغازه بیرون می کند،  و می گوید مزاحم کاسبی من نشو.  یا برود در دانشگاه بگویند این که من می گویم درست است،  هیچ کس حرف آنها گوش نمی دهد،  و می بیند استادانی که باید بکار ترویج و تحلیل علم مشغول باشند،  برای گذاران زندگی راننده آژانس تاکسی و مسکن شده اند،  و می گویند برو بابا فکر نون باش،  این اساتید بارها این حرف را بمن گفته اند،  و در جا های دیگر وبلاگ ماجرایش را نوشته ام.  در واقع تمام وبلاگ انوش راوید درد نفوذ استعمار و امپریالیسم سابق،  و امپریالیسم نو امروزی است،  که مشکل مسئله تاریخ هم در این موضوع است.  وظیفه تاریخ نویس ایرانی این است که این موضوع را در گرایش خود و تاریخ بررسی و تحلیل کند،  نه در سیاست و سیاست کاری.

      من و یک قرن خانواده ام،  صدمات فراوانی از اینها خورده ایم،  قبل از اینکه رضا پهلوی شاه ایران شود،  پدر بزرگ من رهبر حزب دمکرات های آزاد بود،  آنها می خواستند ایران را جمهوری اعلام کنند،  با ترفند های انگلیس رضا میر پنج شاه شد،  و دمکرات های آزاد دربدر شدند،  منجمله پدر بزرگم خانه نشین شد،  زندگی نامه او را در راه راستی ایرانی نوشته ام.  آنقدر استعمار انگلیس مانند هر جا که بوده،  غارت کرد و مشکلات درست کرد،  که رضا پهلوی به آلمانها پناه برد،  ولی باز هم برایش فایده ای نداشت.  سالها گذشت روزی در 1352 محمد رضا شاه پهلوی،  پدر من منوچهر راوید را خبر کرد،  پدرم به دفتر شاه رفت،  شاه با دیدن پدرم از پشت میزش بلند شد،  و لیستی را نشان داد،  و سپس به روی میز گذاشت،  و او قدم زنان بگوشه ای از دفتر بزرگش رفت،  و رو به دیوار ایستاد،  و پدرم هم در نزدیکی او ایستاد،  شاه به آرامی گفت:  انگلیسها خواب بدی برای ایران دیده اند،  و ادامه داد،  لیستی که نشان دادم مدتهاست وقت مرا گرفته،  نام اشخاص مختلف است،  به هیچ کدام از آنها اطمینان ندارم،  من فقط بشما می گویم،  و شما هم کاملاً محرمانه نگهدارید و هیچ کس نفهمد،  ما برای مقابله با انگلیسها،  نیازمند یک نیرو هستیم،  مانند نیروی مقاومت ملی فرانسه در مقابل اشغال آلمانها،  من از شما می خواهم خیلی سریع برنامه و اساس نامه این نیرو را تدوین کنید،  دو بخش سری و علنی و....  فردای این گفتگو پدرم را از کلیه کار های دولتی برکنار کردند،  و او را بطور کلی از دستگاهها خارج نمودند،  و دیگر حتی نتوانست شاه را ببیند.  شاه از میز تحریر خودش هم می ترسید،  حتی دیوارش هم گوش داشت،  او کشور خودش را مانند فرانسه که در اشغال آلمان نازی بود می دانست.

      استعمار در تمام تار و پود این مملکت نفوذ داشت،  امروز استعمار و امپریالیسم وجود قدرتمند ندارند،  ولی امپریالیسم نو با قدرت می تازد،  که ماهیتاً با دو نمونه قبلی تفاوت دارد.  می بینید که چگونه با ایران بازی می کنند،  یک جنگ بین ایران و عراق،  دو ملتی که در طول تاریخ یکی بودند راه انداختند،  امروزه می گویند ایران نباید انرژی اتمی داشته باشد،  می خواهند به بهانه بمب اتم سازی،  ایران را خوار و خفیف کنند،  ولی کور خوانده اند.  می خواهند با انواع ترفندها مشکلات اقتصادی و مالی برای ایرانیان درست کنند،  با ترفند حمله می کنیم و نمی کنیم، می خواهند ملت را در بحران نگهدارند.  در نهایت آنها با خیال باطل می خواهند مناطق نفتی و گازی ایران و تمام حوزه خلیج فارس را اشغال نمایند،  و می کوشند با ایجاد دروغ های تاریخی ملت های قاره کهن را بیش از پیش تجزیه و کوچک و کوچکتر کنند،  تا هم بتوانند آنها را سردرگم جنگ با یکدیگر کنند،  و هم منافع و منابع را بهتر غارت کنند.  آنها بخیال پوچ تصمیم دارند،  ایران را به بیش از پنج کشور،  ترکیه را دو کشور،  عراق را سه،  افغانستان را سه،  پاکستان را بیش از چهار،  ازبکستان را دو،  عربستان را دو،  و همین گونه تا سال 2020 برنامه دارند.  آنها برنامه های دراز مدت دارند،  در سازمان آینده بینی نوشته ام،  و ما در فکر این هستیم،  که بخاطر الکساندر،  به پرو پای هم بپیچیم،  که بوده یا نبوده.  آنها صدها رادیو و تلویزیون و هزاران وبسایت با اسامی دلنشین در خارج از ایران،  راه انداخته یا حمایت می کنند،  ولی هیچ کدام از آنها نامی از دشمن اصلی ملت های قاره کهن،  یعنی استعمار و امپریالیسم نمی آورند،  اگر هم بگویند بدون داده های علمی و سر زبانی است،  گویا در راه گمراهی ملت حرکت می کنند.  باید در ضمن نوشتن تاریخ،  آگاهی رساندن این موضوعات مهم را در نظر گرفت،  چون بخشی از تاریخ و تاریخ اجتماعی است.

      مثالی بزنم،  بی بی سی که در دروغ گویی های تاریخی یکه تاز است،  و در نبرد نوپدید مچ آنها را گرفتم،  و دروگویشان را افشا کردم،  شنودگان ساده ای دارد.  مانند یکی از هوادار الکساندر یونانی،  که این فرد با بر خوردش چون یاران کارگزاران و چهره های استعمار رفتار کرده،  نوشت که به بی بی سی اهانت کردی،  من نوشتم که اهانت نبود،  بلکه بعنوان یک ایرانی در محیط دمکرات اینترنت،  دروغ آنها را رد و تکذیب کردم،  و این وظیفه هر ایرانی است که به هر تهاجمی پاسخ گوید.  این فرد گفت اگر راست می گویی اهانت های من به وبلاگت را هم بنویس،  او همانند حشر استعمار،  یا همان پیش روان سپاه مغول بود،  که متوجه نشد بی بی سی و صدای آمریکا و این قبیل، هرگز گفته های و نوشته های مرا پخش نمی کند،  آنها همیشه حرف های افرادی را پخش می کنند،  که می گویند ایران و ایرانی نبوده،  نه گفته های مرا که دشمن استعمار تاریخی آنها هستم.  آن فرد چون وبلاگش بازدید کننده ای نداشت،  می خواست از وب من سوء استفاده کند.  ولی هرگز اجازه سوء استفاده به عوامل استعمار از وبلاگم را نمی دهم،  مگر بی بی سی اجازه تکذیب دروغ هایش را،  در تلویزیون یا سایت خودش بمن داد.  پنج سال زحمت کشیدم تا بازدید وبلاگ را بالا بردم،  و حتی آنالیز آمار وبلاگ هم باز است،  تا علاقمند بدانند چه کسانی و چرا به این وبلاگ آمده اند،  آن وبلاگ هایی که آنالیز آمارشان بسته است،  شاید تعداد آمار بازدیدشان تقلبی باشد،  بازدیدها و کلیک های وبلاگ من سرکاری و پنج و ده تومانی نیستند.

      در جای دیگری یک نفر با اهانت بمن می گفت،  نام قاره کهن را از فرد مورد علاقه اش برداشته ام،  من براحتی نقدی بر نظریه فرد مورد علاقه او نوشتم،  و در اینجا پست کردم.  دلیلش این  بود،  هر شخص بداند،  که باید در وبلاگ خودش موضوعات مختلف تخصص خود را بررسی و تحلیل کند.  همه ما در محیط دمکرات اینترنت برابر هستیم،  فقط این دانش و تلاش ما هست،  که حرف اول و تعداد بازدید را می رساند.  یکبار دیگر تکرار می کنم،  اساس علم و تولید دانش های جدید،  برخورد های آذرخش و تندر گونه است،  از اینکه این افراد و شکاکان علمی،  در فکر این هستند،  که مخالف تزها و دکترین این وبلاگ باشند،  برای من جای خوشحالی است،  خیلی خوشحالی،  ولی فقط از آنها می خواهم دیدگاه ها و دانش خود را در وبلاگ خودشان بنویسند.  این روزها اشخاص فرهیخته بسیاری متوجه دروغ های تاریخ شده اند،  متوجه شده اند که استعمار گذشته چقدر در تاریخ دروغ گفته است،  ما در این وبلاگ تنها نیستم،  با گشتی در اینترنت متوجه این موضوع خواهید شد.

      این را هم بگویم،  من دو سه نوبت یک تا یک و نیم ساعته می توانم پای کامپیوتر گذران وقت نمایم،  بقیه وقت را کار های دیگر دارم،  البته پیش می آید چند روز زمان بیشتری پای کامپیوتر باشم،  اما بطور کلی و دائمی نیست.  برای خواندن وبلاگ ها و نوشته های دیگران،  و ای بوک و غیره،  تایپ و لینک گذاری نوشته هایم،  که تقریباً هر صفحه آ4 آن 15 تا 20 دقیقه وقت مرا می گیرد،  همه همه باید در همین مدت انجام پذیرد.  بنابر این خواهشاً پرسش های خود را دو سه خط بنویسید،  و تحلیل و بررسی های تاریخی و غیره را در وبلاگ خودتان انجام دهید،  از خواندن و نشر آنها در این وبلاگ معذورم.  مطمئنا بانو پرنیان حامد هم،  بدلیل گذاران ادامه تحقیقات و نشریات خود،  وقت ندارند پرسش های طولانی تکراری را بخوانند،  و به اشخاصی که نمی دانند کیستند و منظور شان چیست،  پاسخ های طولانی تکراری بدهند.

   جالب:  ما ایرانیها شرافت ملی و تمدن زیبای ایرانی خاص خودمان را داریم،  فرهنگی که غربیها از درک آن عاجزند،  ما خیلی سریع جذب نیرو های ملی و مردمی می شویم،  و دشمنان تاریخی خود را دور می کنیم.  اولویت با منافع ملی ماست،  بدین منظور شناخت استراتژی ایرانی مسئله مهمی است،  کنشگران تاریخی و تاریخ اجتماعی ایران،  که زیر تیغ حقوق بگیری هستند،  نمی تواند بخوبی در این مسیر حرکت کنند.  تاریخ و تمدن ایران،  فرهنگ و هنر ایران،  دو تضاد در غرب ایجاد کرده و می کند،  وحشت و احترام،  این دو در نگارش تاریخ ایران هم توسط غربیها وارد شده است.  امروزه ما با رفتار دمکراتیک منجمله در بحث های این وبلاگ،  تولید مجدد در فرهنگ سیاسی و اجتماعی را آغاز کرده ایم.  اعتقادات چپ و راست،  اعتقاد به حمله کردن یا نکردن اسکندر و این و آن،  دیگر جایگاه در میان جوانان باهوش ایران ندارد،  زیرا آنها درک می کنند که زمین زیر پایشان دارد حرکت می کند.  با توانایی فکری نوین،  عملکرد تاریخی و علمی هم دارد تغییر می کند،  در ضمن ملت ایران اردوی ملی و مردمی را خوب می شناسند.

   سوء استفاده های استعماری

      موارد بسیاری وجود دارد که استعمار و امپریالیسم،  از آنها سوءاستفاده می کند،  و نقشه های شوم سرنوشت ساز را اجرا می نماید.  این موارد مختلف است،  مانند کتاب های دینی تاریخی،  که مورد سوء استفاده قرار می دهند،  و یا داستان های بی پایه اساس تاریخی،  که در واقع هیچ سندیت تاریخی زمان اتفاق ندارند،  و یا هر پرت و پلایی که دم دستشان بیاید می باشد.  امروزه وظیفه مقابله با این ترفندها و دروغها،  که باعث مغز شویی و پیکر بندی جدید اجتماعی می شود،  بعهده جوانان باهوش است.  چهره ها و کارگزاران استعمار با وجود داشتن امکانات وسیع،  ولی از این حداقل وبلاگ انوش راوید بشدت ترسیده اند.  زیرا من دارم آگاهی را ریشه ای می رسانم،  بخوبی می دانم ما ایرانیها هیچ دشمنی قهری و نظامی با ملتی و کشوری نداریم،  همانگونه که در طول تاریخ با هیچ ملتی نداشته ایم.  با بالا بردن آگاهی،  ضمن داشتن این همه جوان سالم و با سواد،  بخوبی هماهنگی ها و حتی برتر های مختلف در جهان را پیدا خواهیم کرد.

    من وقتی از اطلاعات گفته شده در کتاب های تاریخی و دینی بعنوان سند تاریخی استفاده می کنم،  که اکثر نوشته های آن کتاب برابر با قوانین و فرمول های تاریخی و تاریخ اجتماعی باشد.  بسیار دیده ام که خیلی از کتاب های تاریخی و دینی داستان و افسانه، میتولوژی و ادبی، ساده و ابتدایی هستند،  و نقض کننده اصول طبیعی حاکم بر بشر و تاریخ تمدن می باشند.  همانگونه که بارها نوشته و گفته ام،  شناختن و دانستن این اصول و قوانین،  تخصص و سالها تحقیق و تعلیل و پیگیری نیاز دارد،  و بطور کلی از عهده افرادی که مسائل را طوطی گونه تکرار می کنند،  و یا عادت به حافظه محوری آموزش و پرورش قرن 20 دارند،  غیر ممکن است،  و آنها در فراگیری دانش تاریخ نوین توانایی ندارند.

      نمونه استفاده های استعماری کتاب استر و ماجرای پوریم است،  این کتاب و داستان پوریم مربوط به یک دین خاص می باشد،  و من از اظهار نظر درباره موضوعات دینی معذورم،  اما آنچه که از تاریخ و باستان شناسی می دانم می نویسم.  در کنار دریای مرده یا همان بحرالمیت،  در جوار خرابه های قمران،  دیواره های کوهستانی قرار دارد،  و در میانه آن غار صعب العبوری واقع است.  در سال 1947 یک عرب شبان وارد این غارها شد،  و انبوهی از طومار های قدیمی را کشف کرد.  خبر به امریکایی ها و یهودیان مستقر در فلسطین رسید.  بخشی از طومارها به تصرف یهودیان در آمد،  و بخش دیگر به وسیله امریکاییان به نیویورک انتقال یافت.  کمی بعد این بخش نیز بوسیله یهودیان،  به مبلغ دویست و پنجاه هزار دلار خریداری،  و به محل مخصوص در بیت المقدس برده شد.

      بررسی های تاریخی و تحقیقی اهمیت فوق العاده این کشف را فاش ساخت،  و آشکار نمود که طومار های دریای مرده،  نامی که اسناد فوق به آن شهرت یافته اند،  بقایای کتابخانه مخفی اسنی ها است.  این حادثه یکی از مهمترین اکتشاف باستان شناسی است،  طومار های دریای مرده شامل کتب فراوان به زبان های عبری، آرامی، یونانی، لاتین، نبطی و عربی می باشند.  در این مجموعه متن کامل عهد عتیق بجز کتاب استر نیز بدست آمده،  که قدمت آنها به یک سده پیش از میلاد مسیح میرسد.  این مجموعه ثابت میکند که در آن زمان روایت های متعددی از تورات وجود داشته است،  و دانشمندان عهد عتیق امروزی صحت و درستی آنها را تأیید کردند.  پیش از این کشف،  کهن ترین نسخه های عهد عتیق مربوط به سده های نهم و دهم میلاد می باشد.

      کتاب عهد عتیق شامل کتب مقدسی است،  که توسط پیامبران قبل از مسیح نوشته شده،  و با توجه به نسخه‌ های بسیار قدیمی که در منطقه دریای مرده پیدا شده است،  معلوم می‌شود که نسخه ‌هائی که فعلاً متداول بوده،  از نظر صحت متن و مطابقت با نسخه ‌های اصلی کاملاً معتبر و قابل اعتماد می ‌باشد.  در میان این طومار های و نسخه های بسیار قدیمی دریای مرده،  قسمت ‌هائی از تمام کتاب های عهد عتیق باستثنای کتاب استر وجود دارد،  و حتی بعضی از کتابها کامل می ‌باشند.  با استفاده از دانش باستان شناسی،  تاریخ این طومارها قرن اول و دوم قبل از میلاد تعیین شده است.  با این کشف متوجه شدند که کتاب استر که در آن به ماجرای پوریم اشاره شده است،  هیچگونه سندیت تاریخی ندارد و کاملاً مورد ظن و تردید است.

     در جای دیگری با کمک چهره ها و کارگزاران استعماری می گویند این و آن بوده و نبوده،  و در یک پاتک به وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،  مشابه کاری بی محتوا درآورده،  که کوروش نبوده و دروغ است!.  اسناد زیادی درباره کوروش بزرگ وجود دارد،  در مقاله های مختلف سلسله هخامنشیان و کوروش و داریوش نوشته ام،  و با حذف دروغها و تحقیقات بیشتر ادامه خواهم داد،  تا به واقعیت بیشتری دست یابم.  رسم بدی از دوره استعمار باقی مانده،  که تاریخ را سیاسی می کنند،  تاریخ یک علم است،  مانند تمام علوم،  با نگرش های سیاسی،  انحراف از دانش و به گمراهی رفتن پیش می آید.  اگر من در وبلاگ به ناسیونالیسم ایرانی اهمیت می دهم،  این سیاسی کاری نیست بلکه تشویق است،  از نظر من هر محله و روستا باید ناسیونالیسم تشویقی خود را داشته باشد.  معمولاً سیاسی کار در تاریخ حریف طلبی و کوچک شمردن دیگران،  همراه بزرگ طلبی و زیادی خواهی برای یک شبکه کوچک یا بزرگ است،  که با ترفندها و شگرد های مختلف می آمیزند.

      از بدو پیدایش استعمار سیاسی کاری های استعماری،  براساس سوء استفاده از دروغ های تاریخی هم پیدا شد،  و استعمار این نوع سیاسی کاری ها را حمایت و کمک می کرد تا رشد یابند،  که بتواند محیطی آلوده ایجاد کند و از آن بهره ببرد.  امروزه در قرن 21 با وجود انقلاب ارتباطات و اطلاعات،  این نوع سیاسی کاری های استعماری به اوج رسیده،  و آنها می خواهند با این کار کشور های کوچک متخاصم در قاره های جهان ایجاد کنند،  که بتوانند نفت و منابع و منافع ببرند،  و راحت و پیروز مندانه وارد تمدن جدید کنترل انرژی گردند.  یکی از وظایف دانشگاهیان و دولتی های مربوطه،  تنها پول و پله گرفتن و وقت تلف کردن نیست،  آنها باید در این باره تحلیل ها و بررسیها داشته باشند،  و مانند تز و پروژه جهت شناخت و آگاهی عمومی در اینترنت منتشر کنند.  ولی متأسفانه بعلت عدم دانش و دانستن واقعیت های تاریخی و تاریخ اجتماعی،  نمی توانند چنین کار را انجام دهند،  مطلبی و حرکتی از آنها نمی بینیم،  در باره موضوعات و مسائل فوق مقالات زیاد نوشته و ادامه می دهم.

   برخورد جدی با تاریخ

      از ابتدای جوانی به عشق دیدن و بررسی آثار تاریخی ایران،  همه جای این سرزمین زیبا و پاک و آفتابی را گشته ام،  سی و پنج سال پیش در اردیبهشت 1353 زمانی که بیست سال داشتم،  اولین گردش بزرگ علمی و تاریخی را برای یافتن شهر های برقیانوس یا دقیانوس و نیز لوت و راقیس و چند شهر دیگری که از آنها در کتاب های تاریخی و دینی نام برده اند،  اطراف کویر ها و بیابان های شکوهمند ایران را گشتم.  مسیر هایی که ممکن بود روزی آب روان داشته و امروز خشک شده باشند،  هر جا که ممکن بود زمانی شهری و آبادی بوده گشتم،  و اطلاعات تاریخی و تاریخ اجتماعی از دور و نزدیک جمع کردم،  که به مرور در نشریات منتشر نمودم،  و آنها را در این چند سال به وب منتقل کرده و می کنم.  در آن زمان جاده و امکانات بسیار کم بود،  بنابر این برای گشتنها از موتورسیکلت ایژ روسی،  که مرکب بیابان های آسیایی بود بخوبی استفاده کردم،  و بهترین لذت و خاطرات را بدست آوردم،  مشروح در سفر های انوش راوید.

      در آن سالها بیشتر توانستم آثار تاریخی را بررسی کنم،  و روستا ها و قلعه های مسکونی و تخلیه شده کویری را ببینم،  گردش های علمی که تا کنون ادامه داشته و خواهد داشت.  اما امروزه با جمع آوری اطلاعات جغرافیایی و تاریخی متوجه شده ام،  که شهر های تاریخی فوق در لایه های باستان شناسی شهر های دایر و آباد می باشند،  و دست یابی علمی به آنها در وضعیت کنونی امکان ندارد.  بسیار اوقات می شنویم هنگام ساخت و ساز در جایی به این لایه ها بر خورد می کنند،  و شاید و گاهاً به اطلاع مسئولین باستان شناسی برسانند،  و اگر دانایی و عاقلی باشد آنها را بررسی و تدوین می کند.  در این دوره می بایست باستان شناسی و نگارش تاریخ و تاریخ اجتماعی،  بر اساس داده های علمی که بر گرفته از فرمول های جغرافی ـ تاریخ است،  برابر دانایی قرن 21 تدوین و طبقه بندی شوند.  یکی از مشکلات امروزی در این علوم،  مدرک گرایی و ذهن های آلوده به داده های دروغ های تاریخی است،  و نیز عدم کارایی دانشگاهی موجود و نبود سازمان های قرن 21 در علوم نوین است.

      بدلیل محدود بودن تاریخ در مجموعه های دولتی و یا تحت حمایت شبه دولتی،  تحقیقات و کشفیات در چهار چوب مورد نیاز آنها انکشاف و گسترش یافته،  و این مسئله حذف دروغها و راه های نوین نگارش را سخت یا مسدود کرده است.  همچنین باعث گردیده به مقدار زیادی تولید اشیا و سکه های زیر خاکی تقلبی و خرید و فروش و قاچاق آنها فراهم آید،  که به نوبه خود در هم آمیختگی و پایین آمدن ارزش های تاریخی واقعی را به دنبال دارد.  با خلاصه شرایط ذکر شده،  ذوق و حوصله می خواهد تا علاقمندان تاریخ و تاریخ اجتماعی به دنبال واقعیت ها رفته،  و پایه های این علم را ضمن استفاده کامل از تکنولوژی و فن آوری های نوین بریزند،  و تفسیر های واقعی تر از گذشته ارایه دهند.  در گذشته عده ای برای اسم و رسم کتاب های زیادی از روی یکدیگر رو نویس و انبوه چاپ کرده،  و دروغ ها را با کمک مالی موارد ذکر شده دولتی سابق بخورد مردم داده اند.  با تخصصی و تخصصی تر شدن علوم در این قرن،  پیگیری و اداره سیستم گرایش ویژه هر فرد،  با وب براحتی امکان پذیر است،  می توان ارتباطات و تبادلات و تغییرات را به سرعت در اینترنت منظور کرد،  تنظیم کتاب کاری قدیمی و از بین رفتن سرمایه و هدف است.

      در گرایشات جغرافیا ـ تاریخ،  نیازی نیست که توده مردم بطور کامل از این علم بدانند،  همانطور که بارها نوشته ام در قرن 21 هر شخص لازم است،  در توانایی های تخصصی خودش بیشترین مهارت ها را داشته باشد.  قشر فوقانی اداره کننده جامعه و مشاوران اصلی آنها،  باید آگاهی لازم در دانش های مربوطه را داشته باشند،  تا بتوانند از گمراهی و اشتباه دوری کنند.  باید توجه داشت ویروس حتماً نباید از نوع خوکی و مرغی یا کامپیوتری بوده،  ویروس می تواند در رشته های علم جغرافیا ـ تاریخ هم لانه کرده باشد،  بهترین آنتی ویروس و روش مقابله با این نوع ویروس های دروغ ساز و خطرناک،  مطالعه و پیگیری وبلاگ های گفتمان تاریخ و جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران می باشد.

   پرسش:  آیا طرح یا تز،  برای تاریخ نویسی جدی دور از دروغ ها دارید؟

   این اول کار است

      عزیزان این اول کار است،  من دنبال حقایق تاریخی هستم،  که با دانستن صحیح تاریخ و تاریخ اجتماعی بدرستی می توان به راه آینده ای نوین رفت.  وفا داری به تاریخ و حقیقت ما را به نتایجی می رساند،  که آبروی نتایج قبلی را می برد،  شامپلیون در دویست سال پیش با خواندن خط هیرو گلیف مصر باستان به نتایجی رسید،  که آبروی کلیسا رفت،  و در راه رو های قدرت واتیکان دشمنی با او شاید باعث مرگ زود هنگامش شد.  در کل اکثریت مخاطبان اینترنتی زیر 25 سال هستند،  البته برای وبلاگ های انوش راوید هم همین گونه است،  آنها شاید در نظر اول و دید ابتدایی نتوانند مطالب را هضم کنند و یا بگیرند،  ولی برایشان راه متفاوتی در نگرش به جهان گشوده می شود.  خود آگاه یا ناخود آگاه بودن این نگرش،  در هوش و تخصص و علاقه افراد قرار گرفته است،  ولی در هر صورت زمان می برد،  بنا بر این اول کار است.  انوش راوید چون با دید ملی و مردمی نگاه می کند،  می داند تحول در تاریخ اجتماعی و رشد فکری توده ای شرایط خاص خودش را دارد.  شناختن تمنا های موجود کاری است که می بایست علم جغرافی ـ تاریخ،  و زیر مجموعه های آن را در نظر داشت.  در قرن انبوه سازی 20 گرایشات مختلف آکادمیکی شکل گرفته بود،  ولی با دانایی قرن 21 نتایج متفاوت خواهد بود.

    یکی از موضوعاتی که در اینترنت گردی می بینم،  بسیاری اشخاص مقالات مرا کپی می کنند و با نام خودشان جایی پست می کنند بدون اینکه چیزی از آن مطلب متوجه شده باشند،  عزیزانی که در باره آن مطلب پرسشی داشته باشند،  نمی توانند به پاسخ خود برسند.  از آن عزیزان کپی کار تقاضا دارم همان گونه که در میان مطالب وبلاگ نوشته ام استفاده از مطالب وبلاگ های من مشکلی ندارد، اما خواهشاً لینک آنرا بگذارید تا بتوانم پرسش ها را پاسخ دهم.  تحقیقات وسیعی برای حقیقت در تاریخ دارم که فعلاً از ترس سرنوشت شامپلیون آنها را منتشر نمی کنم،   آینده نتایج خوب واقعی تاریخی را در وبلاگ پست می کنم،  این اول کار است.

    زمانی که در آن بسر می بریم بزودی به تاریخ می پیوندد،  بسیاری از مردم حال را فقط با اکنون می بینند و نمی توانند آنر از آینده نگاه کنند،  که در آن صورت حال تاریخ خواهد بود.  فاشیستها،  نازیستها،  شونیستها، فقط می توانند حال و آینده را در اکنون ببینند و هرگز نمی توانند بفهمند بزودی همه چیز تاریخ می شود.  امروزه عده ای به اصطلاح وطن پرست، ایران پرست دارند با باند بازی کوچک و بی اهمیتی و ظاهراً به شکل میهن پرستی آرام و خزنده می گویند پارس ها برتری فوق العاده به همه دارند و اگر بتوانند جغرافیای کوچکی از ترک و کرد از ایران خارج کنند و عرب و بلوچ و ترکمن و... را نیز به نوعی کم کنند و براحتی مملکتی با تفکر عظمت طلبی تاریخی و ثروتمند از آن پارس ها باشد،  آنها و هم شکل هایشان در کل منطقه می خواهند در اتحادی با امپریالیست نو و صهیونیسم براحتی به منطقه مسلط شوند و قدرت و جنگ.  معلوم نیست فرماندهی آنها کجاست اما از کارهای نوچه های آنها در همه جا پیداست کار ها و برنامه هایشان چیزی مانند تجزیه طلبی پارس می ماند.  همانطور که در اردوی مجازی ملی و مردمی و جنگ بزرگ جغرافی ـ تاریخ نوشته ام تا کنون تعداد آنها در نظرات وبلاگ زیر ده نفر است آنها بی سواد و کودن هستند و درکی از تاریخ ندارند و نمی دانند تاریخ اجتماعی چیست فقط احمقانه مجری دستوراتی هستند که چون برنامه رباط در کله پوکشان قرار داده اند.  ایران بزرگتر  از وجود چند تجزیه طلب پارس و یا دیگری است.  تعیین کننده مسائل زیر بنایی جامعه تاریخ است،  شبیه سازی های تاریخی اشتباه احمقانه و بزرگی است.

   تاریخ شکوهمند ایران پر است از ماجرا های شنیدنی و خواندنی و این تاریخ تجزیه طلبی هم از تاریخ ایران است نباید از بررسی و دانستن آن ترسید،  بعد از دریافت نظراتی پیرامون این موضوع تاریخ تجزیه طلبی فارس،  یا ترک و کرد و بلوچ و غیره در تاریخ را می نویسم.  این را باید دانست جامعه صحرای بر هوت نیست جامعه تاریخ و زیر بنا دارد این نیست که یه روز آفتابی برای تفریح مردم شلوغ نمایند و شروع به انقلاب انسانی کنند، اگر قرار باشد کشوری با یک یا چند وبلاگ یا برنامه ای در رادیو و تلویزیون بهم بخورد و یا تجزیه شود آن مملکت را باید ترشی ریخت و در وجودش شک کرد.  جامعه ای که تاریخ و رزومه روشن واقعی دارد،  خود بخود همه چیز آن بصورت ملی و مردمی کنترل می شود،  آنچه که فرهنگی تهاجمی می آورد و یا توسط دستگاه های فرهنگی قدرت حاکمه اداره می شوند،  اختلافی با جامعه ایجاد می کند که به نغفع نمی باشد و توده ها آنرا دفع می کنند،  تاریخ و زیر بنای جامعه حرف اول را می زند.

      دشمنان از داستان دروغ آتش زدن تخت جمشید بدست اسکندر یونانی دروغی سوء استفاده می کنند،  و با تبلیغ شدید،  ایرانی ها را ضعیف و شکست خورده و یا تاریخ ایران باستان را منکر میشوند.  ساده ها که بعضی مثلاً از تاریخ دان های دولتی و دانشگاهی ما هستند،  بخاطر نداشتن فکر تاریخی نمی توانند واقعیت های تاریخ و حال را بیابند و درک کنند.  گویا سرنوشت ایران دارد به بازی گرفته میشود.  در کتاب های درسی بقدری زیاد دروغ های تاریخ را نوشته اند،  که دیگر کسی نتواند به واقعیت فکر کند.

      این برای اولین بار است که علم جدید جغرافی ـ تاریخ با اندیشه پارسی، گفتار پارسی، کردار پارسی،  پایه گذاری می شود،  دانش با زیر مجموعه هایی چون تاریخ و تاریخ اجتماعی.  البته با قوانین و فرمول هایی ویژه ای که تا کنون نبوده اند،  قرن 21 راه کار های نوینی می طلبد و تمنا و درک جدید هم لازم است.  ما نباید چون قرن 20 باشیم و انبوه داستان ها را در پرده نمایش آکادمیکی به عنوان علم پذیرفته و در نهایت دست خالی از عملکردها،  با ادعا های بزرگ نگاه مان به پایانه های وارداتی باشد.  قرن نو دانش های متفاوتی می خواهد که بشر را نجات دهد،  و آن نیز تخصص در تخصص می طلبد،  که هر چه ویژه تر ارایه شوند،  با ابزار های نو در سازمان های قرن 21 و آرایش جدید در فدرالیسم علمی.  آنچه مردم تا کنون در باره تاریخ می دانستند،  داستان های بی پایه و اساسی بود،  که جز به گمراه کشاندن بشریت و جنگ و دشمنی چیزی در آن یافت نمی شد.  روحی نگاه نمودن و احساسی بر خورد کردن از نتایج آن بود،  که نمونه هایی در اردوی مجازی ملی و مردمی نوشتم.

اولویت می دانید؟

   زبان های ایرانی را در یابید

      در جغرافیای فعلی ایران حدود 4000 و در کل ایران بزرگ 20000  زبان یا لهجه شناخته شده است،  از ابتدای قرن 20 با پیدایش مدارس سراسری، کتاب و دفتر، رادیو و تلویزیون بسیاری از آنها بین رفته اند و همچنان بسیاری دیگر در حال فراموشی هستند.  می بایست با تلاش جوانان با ذوق ایرانی علم جدیدی برای حفظ و بقاء این زبانها شکل گیرد،  و نسبت به طبقه بندی و دیگر موضوعات مربوطه اقدام شود.  در آینده با پیدایش کتیبه ها و نوشته ها،  در صورت عدم این زبانها و نبود افراد دانا و آگاه با مشکل خواندن و ترجمه روبرو می شویم.  در قرن های 19 و 20 هر یک از خارجی هایی که در خواندن و ترجمه نوشته های ایرانی کار می کردند،  با ترکیب زبان و لهجه خود نسبت به ترجمه آنها اقدام می کردند.   بسیاری از کتیبه های به جای مانده در هر محل و زمان با یکدیگر تفاوت نوشتاری دارند،  مثلاً به ایلامی و مادی و هخامنشی و غیره تقسیم کرده اند،  در آنها خشیارشا و داریوش و کوروش و حتی نام خودم انوش را می توان با تفاوت هایی تلفظ کرد.  این خود بحث علمی و مهمی است که تخصص ویژه ای می خواهد،  امیدوارم جوانان با هوش وطن پرست نسبت به پیگیری این مهم حرکت های خوب و عملی و علمی انجام دهند.  این وبلاگ همانگونه که از کارش پیداست به موضوع مهم دیگری در تاریخ ایران مشغول می باشد،  و اسامی را بصورت کلی و مطابق آنچه که در اکثراً کتابهای تاریخی ذکر شده است بکار می برد تا برنامه اصلی خود را پیش ببرد.

     اگر هم اکنون به روستا های مختلف ایران بروید در میان افراد مسن مدرسه نرفته زبان های مختلف خواهید دید که ریشه همه آنها پارسی است و گاه،  ده به ده تفاوت های آشکاری دارند و همچنین می بینید در استانهای مختلف مشترکات زبانی جالبی هم وجود دارد.  از نظر من هر لهجه و یا گویش خود زبانی است،  این دانش بشری است که زبانی را اصلی و ریشه ای می گوید و بسیاری را زیر مجموعه و یا لهجه ها و گویش های آن می شمارد.  در دوران قبایل بدوی و سنگ اولیه،  حدود 20 هزار سال پیش و قبل از آن،  انسانها در دو قاره آسیا و اروپا برای غذا بدنبال گاو ها و ماموت ها از شرق تا غرب را می پیمودند،  برای آنان زبانی پیدا شد که به آن هند و اروپایی می گویند.  وقتی در زبان فارسی بیش از هزار لغت مشترک آشکار و هزاران لغت هم مانند با انگلیس و دیگر زبانهای اروپایی و هندی وجود دارد این مسئله آشکار تر می شود،  به تاریخ نیک مراجعه شود.

     آنچه که برای انقلاب دانایی قرن 21 مهم است،  می باید هر شخصی در حرفه و تخصص خود کار و تحقیق کند و هر چه زمان می گذرد این تخصص ها ویژه تر می شوند،  در گذشته ها این موضوع مطرح نبود و مثلاً هزار سال پیش یک نفر می توانست،  پزشک و منجم و ریاضی دان باشد،  ولی امروز و هر روز وضع حرفه ای تر می شود،  در تاریخ و فرهنگ یادگیری نوشته ام.  عدم آگاهی در این تخصصی ها باعث شده بسیاری که در دانش این وبلاگ نیستند،  نظراتی می دهند و یا سئولاتی می کنند که به بخش های دیگر مربوط می شود، و حتی به رشته خودشان هم مربوط نمی شود.  بارها نوشته ام این قرن سرعت در علم و عمل را می طلبد نه پراکندگی در دانش و کار،  عزیزان می توانند با مطالعه قرن سنت گریزی و مطالب دیگر وبلاگ های انوش راوید راه ورود به موج نو را بیابند.

   پرسش:  آیا شما زبان باستانی خانوادگی خود را می دانید؟

   عکس تاریخی ورودی بازار اصفهان حدود 1300خورشیدی،  با یک نگاه ساده متوجه می شویم تمام تولیدات داخلی هستند،  عکس شماره 548.

   عکس صفحه اول:  عکس یک روستای قدیمی ایران،  برجکی که در عکس دیده می شود،  جهت ساعت و نجوم استفاده می گردید،  برای آگاهی بیشتر به تاریخ نجوم در ایران مراجعه شود،  عکس شماره 622.

كليك كنيد:  تاریخ نجوم در ایران

كليك كنيد:  شهرستانهای تاریخی ایران

كليك كنيد:  معابد مهر و میترا در جهان و ایران

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.


برچسب‌ها: پاسخ بی پرسش, برخورد جدی, اول کار
نوشته شده توسط انوش راوید  | لینک ثابت |